وقتی والدین می‌گویند «اشتباه کردم»، چه اتفاقی برای رابطه با فرزندشان می‌افتد؟

  • عذرخواهی والدین از فرزندان می‌تواند به افزایش اعتماد، بخشش و صمیمیت در رابطه والد و فرزند کمک کند.
  • عذرخواهی واقعی یعنی پذیرفتن مسئولیت، نه گفتنِ «ببخشید، ولی…» و انداختن تقصیر به گردن کودک.
  • والد کامل وجود ندارد؛ مهم‌تر از بی‌اشتباه بودن، این است که بعد از اشتباه والدین بتوانیم آن را بپذیریم و برای ترمیم رابطه تلاش کنیم.

مریم از دست پدر و مادرش ناراحت است.

به نظرش آنها به برادر بزرگ‌ترش آزادی بیشتری می‌دهند. بیشتر به او اعتماد می‌کنند و برای کارهایی که مریم انجام می‌دهد، محدودیت‌هایی می‌گذارند که برای برادرش وجود ندارد. یک روز بالاخره حرفش را می‌زند:

«من حس می‌کنم شما به اون بیشتر از من اعتماد دارید.»

واکنش والدینش احتمالاً برای خیلی از ما آشناست.

آنها بلافاصله شروع می‌کنند به توضیح دادن:

«این‌طور نیست! ما که برای تو کم نذاشتیم. تازه، تو تلویزیون داشتی، برادرت وقتی هم‌سن تو بود نداشت.»

ظاهراً دارند از خودشان دفاع می‌کنند. شاید حتی واقعاً هم باور دارند که رفتارشان عادلانه بوده.

اما یک اتفاق مهم این وسط می‌افتد. مریم دیگر درباره‌ی احساسی که داشته حرف نمی‌زند. چون چیزی که از والدینش می‌شنود این است:

«احساسی که داری، آن‌قدرها هم واقعی نیست.»

این همان موقعیتی است که پژوهشگران سال‌هاست درباره‌اش مطالعه می‌کنند: وقتی والدین به فرزندشان آسیب می‌زنند، واکنش بعدی‌شان چه اثری روی رابطه می‌گذارد؟

و نتیجه جالب‌تر از چیزی است که شاید فکر کنیم.

هیچ پدر و مادری همیشه درست رفتار نمی‌کند.

خستگی، فشار کاری، نگرانی، مشکلات مالی، اختلاف با همسر و صدها عامل دیگر می‌توانند روی رفتار والدین اثر بگذارند.

پس مسئله این نیست که چطور هیچ‌وقت اشتباه نکنیم.

مسئله این است که بعد از اشتباه چه کار می‌کنیم.

پژوهش‌هایی که در این زمینه انجام شده‌اند نشان می‌دهند وقتی والدین بتوانند مسئولیت رفتارشان را بپذیرند و بابت آسیبی که ایجاد کرده‌اند عذرخواهی کنند، رابطه با فرزند می‌تواند وضعیت بهتری پیدا کند.

نوجوانانی که عذرخواهی والدینشان را دریافت می‌کنند، نه‌تنها آمادگی بیشتری برای بخشیدن دارند، بلکه حال روانی بهتری هم نشان می‌دهند. حتی احتمال اینکه اشتباهات خودشان را با والدین در میان بگذارند بیشتر می‌شود و کمتر مجبور می‌شوند برای پنهان کردن اشتباهاتشان دروغ بگویند.

یعنی عذرخواهی والدین فقط درباره‌ی همان دعوا یا اتفاقی که افتاده نیست، بعضی وقت‌ها می‌تواند روی اعتماد کودک به والدین هم اثر بگذارد.

فرض کنید پدر به فرزندش تند شده و حالا می‌خواهد عذرخواهی کند.

می‌تواند بگوید:

«ببخشید که باهات تند صحبت کردم، ولی خودت هم چند روزه داری اذیتم می‌کنی.»

یا:

«متأسفم، ولی خیلی خسته بودم و تو هم اصلاً گوش نمی‌دادی.»

یا حتی:

«اگر اون کار رو نمی‌کردی، من هم این‌طوری واکنش نشون نمی‌دادم.»

این جمله‌ها شاید ظاهراً عذرخواهی باشند، اما یک پیام پنهان هم دارند:

«من کار اشتباهی کردم، ولی دلیلش تو بودی.»

و این تفاوت مهمی است.

عذرخواهی واقعی قرار نیست مسئولیت رفتار والد را نصف کند و نصف دیگرش را روی دوش بچه بگذارد.

می‌شود گفت:

«می‌فهمم حرفی که زدم ناراحتت کرد.»

«رفتاری که باهات کردم منصفانه نبود.»

«من عصبانی بودم، ولی این دلیل نمی‌شه با تو اون‌طوری حرف بزنم.»

در این حالت، والد هنوز می‌تواند درباره‌ی رفتار فرزندش هم صحبت کند. اما اول مسئولیت رفتار خودش را می‌پذیرد.

این یکی از نگرانی‌هایی است که درباره‌ی عذرخواهی والدین وجود دارد.

بعضی والدین فکر می‌کنند اگر از فرزندشان عذرخواهی کنند، بچه دیگر حرفشان را جدی نمی‌گیرد.

اما پژوهش‌هایی که در این زمینه انجام شده، چنین نتیجه‌ای را تأیید نمی‌کنند.

عذرخواهی قرار نیست جایگاه والد را از بین ببرد.

والد همچنان والد است.

فقط دارد به فرزندش نشان می‌دهد:

«من هم ممکنه اشتباه کنم و وقتی اشتباه کردم، مسئولیتش رو می‌پذیرم.»

اتفاقاً همین رفتار می‌تواند به رابطه‌ی والد و فرزند کمک کند.

چون بچه می‌بیند رابطه‌ای که در آن اشتباهی اتفاق افتاده، لزوماً قرار نیست با سکوت، انکار یا قهر تمام شود.

می‌شود درباره‌اش حرف زد. می‌شود مسئولیتش را پذیرفت. و می‌شود رابطه را ترمیم کرد.

شاید این بخش از همه مهم‌تر باشد.

ما معمولاً درباره‌ی تربیت فرزند حرف می‌زنیم و می‌گوییم بچه باید یاد بگیرد عذرخواهی کند، اشتباهش را بپذیرد، به احساس دیگران توجه کند و اگر کسی را ناراحت کرد، برای جبرانش تلاش کند.

اما بچه این چیزها را فقط با شنیدن نصیحت یاد نمی‌گیرد.

بخشی از آن را از دیدن رفتار ما یاد می‌گیرد.

وقتی والد اشتباه می‌کند و بعد آن را انکار، توجیه یا گردن فرزندش نمی‌اندازد، در واقع دارد یک مهارت مهم را به او نشان می‌دهد:

اینکه اگر به کسی آسیب زدی، لازم نیست از شرم فرار کنی.

می‌توانی برگردی، نگاهش کنی و بگویی:

«من اشتباه کردم.»

و شاید همین جمله‌ی ساده، یکی از مهم‌ترین چیزهایی باشد که یک کودک از والدش یاد می‌گیرد.

نه. این نکته هم مهم است که عذرخواهی قرار نیست همه‌چیز را حل کند. اگر یک رفتار آسیب‌زننده بارها و بارها تکرار شود، فقط گفتن «ببخشید» کافی نیست. در چنین شرایطی، چیزی که اهمیت دارد تغییر رفتار است. مثلاً اگر والد هر بار سر فرزندش فریاد می‌زند و بعد فقط عذرخواهی می‌کند، مشکل اصلی همچنان سر جای خودش است. عذرخواهی زمانی معنا پیدا می‌کند که پشت آن، مسئولیت‌پذیری و تلاش برای بهتر کردن رفتار هم وجود داشته باشد.

پس شاید بهتر باشد عذرخواهی را نه به‌عنوان یک جمله‌ی جادویی، بلکه به‌عنوان بخشی از ترمیم رابطه با فرزند ببینیم.

هیچ پدر و مادری قرار نیست همیشه درست رفتار کند. ما گاهی عصبانی می‌شویم، صدایمان را بالا می‌بریم، قضاوت اشتباهی می‌کنیم یا حرفی می‌زنیم که بعداً می‌فهمیم نباید می‌زدیم. این‌ها بخشی از انسان بودن ماست. اما یکی از چیزهاییی که رابطه‌ی والد و فرزند را قوی‌تر می‌کند، همین است که وقتی می‌فهمیم اشتباه کرده‌ایم، بتوانیم به آن اعتراف کنیم و پوزش بخواهیم. برای اینکه بچه را راضی کنیم نه، فقط برای اینکه به او نشان بدهیم:

در یک رابطه‌ی سالم، گرچه آدم‌ها ممکن است اشتباه کنند ولی باید مسئولیت اشتباهشان را بپذیرند.

و شاید این، یکی از مهم‌ترین درس‌هایی باشد که یک والد می‌تواند به فرزندش بدهد.

مشتاقانه منتظر دریافت نظرات شما دوستان عزیز هستیم