گفت و گو بر سر اختلاف نظرهای سیاسی در خانواده بدون خونریزی
چرا اختلاف نظرهای سیاسی در خانواده های ایرانی هیچ گاه حل نمی شوند؟ آیا مشکلی در نژاد ماست؟ یا منشاء آن حکومت، آب و هوا، منطقه جغرافیایی یا پیشینه تاریخی ماست؟ از آن جایی که احتمالا بتوانید حدس بزنید، من به عنوان یک مشاور خانواده، قصد ندارم ریشه های تاریخی یا سیاسی یا جغرافیایی بحث را مطرح کنم. بلکه می خواهم چند نکته بسیار ساده و عملی را آموزش دهم که میدانم در موقع بحث بر سر اختلافات سیاسی به کارتان خواهد آمد.
اهمیت گفت و گو بر سر اختلاف نظرهای سیاسی در خانواده
خانواده جزو معدود پایگاه هایی است که از زمان پیدایش بشر تا به امروز همچنان با قدرت باقی است. شاید در عبارت «با قدرت» تردید داشته باشید، اما در اینکه قدمتی به اندازه وجود بشر دارد تردیدی نیست. هنوز هم با همه چالش ها خانواده ها تشکیل می شوند و موجب تولد و تربیت نسل های جدید می شود. این نهاد قدرتمند گرچه رقیبهایی جدی پیدا کرده، مثل شبکه های اجتماعی، رسانه های و فیلم ها و کتاب ها اما همچنان حکم ریشه را برای فرزندان ما دارد. هر چقدر درختی ریشه قوی تری داشته باشد، احتمال خکشیدنش کمتر و احتمال رشدش بیشتر است. چرا این ها را گفتم؟ تا بگویم مهم ترین جایی که باید گفت و گوهای سالم سیاسی در آن شکل بگیرد، خانواده است. فرزند من و شما اگر در خانواده نتواند نظرات سیاسی خود را آزادنه بیان کند، احتمالا با زبان پاره آجر و سنگ در جایی دیگر بیان خواهد کرد!
حالا برویم سراغ شیوه ها و اصول گفت و گوهای داغ سیاسی:
موضوع را اختصاصی کنید
مشخص کنید که سر چی بحث می کنید. خیلی اوقات ما زمان زیادی را می گذاریم برای صحبت کردن در حالیکه دقیقا نمی دانیم پایه بحث کجاست. اگر صرف گذراندن وقت باشد که هیچ. اما اگر قرار است گفت وگوی سازنده و آموزندهای داشته باشید، بهتر است همان اول محدوده بحث را مشخص کنید. اگر هم طرف مقابل موضوع جدیدی را مطرح کرد که معلوم نبود چه ربطی به بحث فعلی دارد، از او در این باره بپرسید. شاید در نظر او ربط هایی بین بحث قبلی و فعلی وجود داشته باشد.
گاهی فقط تخلیه هیجانی نیاز است
بعضی مواقع به خصوص برای نوجوان ها، بحث های سیاسی یک بحث محتوایی عمیق نیست. بلکه فقط ابراز ناراحتی یا هیجانات متعددی است که یک نوجوان تجربه می کند. به علاوه اینکه نوجوان نیاز دارد تا استقلال خودش را از شما نشان بدهد. نشان بدهد که او نیز دیگر برای خودش رای و نظری دارد هرچند مخالف شما باشد. بنابراین ممکن است در بیان نظر مخالف، اغراق کند و حتی به بی ادبی رو بیاورد. تنبیه کردن نوجوان و سرد و منطقی بحث کردن با او در این جور مواقع جوابگو نیست. کاری که شما به عنوان والد یا یک بزرگ تر بهتر است انجام دهید، این است که بگذارید حرف هایش را بزند. محتوای حرفش را نه تایید کنید نه رد. اما با احساساتش همراهی کنید. مثال:
نوجوان: «جمهوری اسلامی اگه عرضه داشت این چهل پنجاه ساله یه کاری برای مردمش می کرد تا این قدر زجر و بدبختی نکشن.»
والد: «معلومه که خیلی عصبانی هستی! (فهم احساس) میتونی برام توضیح بدی که چه چیزی این قدر عصبانیت کرده؟» (اختصاصی کردن موضوع)
نظرات همدیگر را روشن کنید
وقتی طرف مقابل صحبت خود را انجام داد. یک جمع بندی و روشن سازی از حرف هایش انجام دهید. این کار دو فایده دارد:
اول اینکه مطمئن می شوید که متوجه حرف هایش شده اید.
دوم اینکه طرف مقابل می فهمد که شما تنها بر حرف های خودتان تمرکز نکرده اید و حرف مخالف را نیز می شنوید. همین مقدمه ای می شود برای اینکه او نیز حرف های شما را با دقت بیشتری گوش دهد. مثال:
- فرصت سوزی های زیادی توی این کشور انجام شده. این همه منابع داریم، این همه نفت داریم، این همه معدن داریم. اما بازم باید وضعمون این باشه. به خدا مردم خیلی خوبی داریم ما. ولی قدرشون دونسته نمی شه.
- به نظر شما منابع زیادی داریم ما که اگه درست ازش استفاده بشه، وضع مردم خیلی بهتر می شه.
کلام هم را قطع نکنید
نیازی به گفتن ضرورت این مطلب نیست. صرفا برای یادآوری گفتم. قطع کردن حرف همدیگر یک پیام واضح و آشکار دارد: «حرف های من مهم تر از حرف های توست.»
مشخصا وقتی به کسی چنین پیامی می دهید، او دیگر تمایلی به شنیدن حرف های شما نخواهد داشت.
همدیگر را متهم نکنید
متاسفانه برخی از ما وقتی نمی توانیم با استدلال هایمان طرف مقابل را قانع کنیم. تلاش می کنیم تا با اتهام زدن به او، ورق را به نفع خود برگردانیم. انگار که از این می ترسیم که ضعف استدلال هایمان روشن شود. مثلا شاید این دست جملات را شنیده باشید:
«تو یا نمی خوای بفهمی یا خودت رو زدی به نفهمیدن.»
«تاثیر مال حرومه!»
«یا ناشی از ضعف فهمه یا خیانت»
«شست و شوی مغزی شدی. کاریت نمی شه کرد.»
«منافقین همین جورین!»
از این دست جملات بسیار زیاد است و تا فردا هم می توان لیست کرد. نه اینکه این حرف ها هیچ گاه درست نیست. بالاخره در واقعیت هم منافق داریم، هم کسی داریم که بر اثر مال حروم فهمش دچار مشکل شده یا افرادی که قصد ندارن حقیقت رو بفهمن و خودشون رو به خواب زدن. بحث اینه که این جور قضاوت ها در بحث های خانوادگی یا بین دو دوست جایگاهی ندارد.
محبت خود را نشان دهید
این اصل بسیار کمک کننده است. یکی از علل گرایش مردم به اسلام نیز اخلاق حسنه و محبت آمیز پیامبر اسلام بوده. در قرآن نیز آمده که: «محمد، پیامبر خدا، و کسانی که همراه او هستند، با دشمنان بسیار سفت و سخت برخورد میکنند اما بین خودشان با مهربانی و عطوفت.» (29، فتح)
کسی که در مهمانی با او بحث می کنید، کسی که در کلاس درس با او گفت و گو می کنید یا نوجوانی که در خانه پای حرف هایش نشسته اید، دشمن شما نیست. او از خود شماست و نیازمند محبت و نگاه مهربانانه شما. گفتنش ساده است اما وقتی که یک نفر تمام دانسته ها و نگاه های شما را زیر سوال برد، این قدرت شماست که بتوانید با او با آرامش حرف بزنید. از آن مهم تر با گفتن جملات محبت آمیز و دلسوزانه، عمق علاقه قلبی خود را به او نشان دهید.