چرا نگران میشویم؟ نقش مغز در پیشبینی آینده و مدیریت اضطراب
نگرانی بخشی از زندگی بسیاری از ماست. بعضیها خودشان را آدم نگران میدانند؛ کسانی که همیشه یک قدم جلوتر از اتفاقات احتمالی فکر میکنند. اما آیا نگرانی همیشه یک ضعف است؟ یا میتواند نشانهای از یک توانایی مهم در مغز ما باشد؟ و آیا مدیریت اضطراب ممکن است؟
در این مقاله از سایت مشاوره روانشناسی، به بررسی علمی نگرانی، پیشبینی آینده و نقش مغز در مدیریت عدم قطعیت میپردازیم.
آیا نگرانی بیفایده است؟
خیلی از ما تجربه کردهایم که بابت موضوعی مدتها نگران بودهایم، اما در نهایت آن اتفاق هرگز رخ نداده است. شاید به ما گفته باشند: «تو درباره چیزهای اشتباه نگران میشی!» اما پژوهشهای علوم اعصاب نشان میدهد که گاهی دلیل رخ ندادن اتفاقات ناخوشایند، خودِ نگرانی ماست.
نگرانی در بسیاری از موارد باعث میشود زودتر آماده شویم، پیشبینی کنیم، برنامهریزی کنیم و خطرها را کاهش دهیم. در مقابل، چیزهایی که هرگز به آنها فکر نکردهایم، ممکن است ما را غافلگیر کنند؛ چون برایشان آماده نبودهایم.
به همین دلیل است که ذهن انسان مجذوب آینده است.
مغز؛ یک اندام پیشبینیکننده
در دو دهه اخیر، پژوهشگران مغز را یک «اندام پیشبینیکننده» توصیف میکنند. بخش بزرگی از فعالیتهای مغزی ما صرف حدس زدن این میشود که بعد چه اتفاقی خواهد افتاد.
از جاخالی دادن توپ گرفته تا آماده شدن برای یک جلسه شغلی، ما دائماً از خاطرات گذشته استفاده میکنیم تا آینده را تخمین بزنیم. نظریهای به نام «کدگذاری پیشبینانه» میگوید مغز تلاش میکند با اصلاح مداوم مدلهای درونی خود، میزان غافلگیری را کاهش دهد.
وقتی مغز بتواند خوب پیشبینی کند، احساس امنیت و کنترل بیشتری تجربه میکنیم. اما زمانی که توانایی پیشبینی کاهش پیدا کند، احتمال بروز اضطراب و افسردگی افزایش مییابد؛ زیرا آینده مبهم و تهدیدکننده به نظر میرسد.
چرا ما اینقدر مشتاق دانستن آیندهایم؟
کنجکاوی یکی از ویژگیهای اساسی انسان است. ما دوست داریم بدانیم چه خواهد شد؛ در روابط، در کار، در زندگی شخصی. اما بخش مهمی از این کنجکاوی، ریشه در نیاز ما به قطعیت دارد.
دانستن، به ما احساس معنا و کنترل میدهد. وقتی بتوانیم برای چیزها برچسب بگذاریم و آنها را درک کنیم، اضطرابمان کمتر میشود. به همین دلیل است که ابهام، هنر انتزاعی یا موقعیتهای مبهم اجتماعی برای بعضی افراد ناراحتکننده است.
حتی تمرینهای ذهنآگاهی که از ما میخواهند صداها را بدون نامگذاری بشنویم، نشان میدهد که چقدر عادت داریم همه چیز را معنا کنیم و پیشبینی کنیم.
پیشبینی چگونه شکل میگیرد؟ نقش تجربه و حافظه
اساس پیشبینی، تجربههای قبلی ماست. مغز ما از الگوهای آماری محیط یاد میگیرد. مثلاً احتمال دیدن اجاق در آشپزخانه زیاد است، اما احتمال دیدن شمشیر سامورایی تقریباً صفر است!
این نظمهای آماری به ما کمک میکنند تصمیم بگیریم چه چیزی محتملتر است. هرچه بیشتر مشاهده کنیم، به خاطر بسپاریم و بین موقعیتهای جدید و قدیمی شباهت پیدا کنیم، پیشبینیهای دقیقتری خواهیم داشت.
وقتی جمله دوستتان را نیمهکاره کامل میکنید یا در دومین مهمانی محل کار کمتر احساس دستوپاچلفتی بودن دارید، در حال استفاده از همین توانایی پیشبینی هستید.
چرا پیشبینیهای ما همیشه دقیق نیست؟
با اینکه مغز برای رسیدن به قطعیت تلاش میکند، خودِ ما گاهی مانع آن میشویم. خلقوخو، باورها، ترسها و تمایلات شخصی، ادراک ما از واقعیت را فیلتر میکنند. ما جهان را آنطور که هست نمیبینیم، بلکه آنطور که ذهنمان اجازه میدهد میبینیم.
حواسپرتی، شلوغی ذهن، درگیریهای هیجانی و مشغلههای روزمره باعث میشود الگوهای ظریف را از دست بدهیم. در نتیجه، پیشبینیهایمان هم خطادارتر میشود.
پژوهشها نشان میدهد زمانی که ذهن آرامتر و متمرکزتر است، توانایی تشخیص الگوها و درک موقعیتهای پیچیده افزایش مییابد. تمرینهایی مانند مدیتیشن، سکوت آگاهانه و مشاهده بدون قضاوت میتواند وضوح ذهنی را بیشتر کند.
چگونه پیشبینی دقیقتری داشته باشیم؟ (راهنمای عملی)
اگر میخواهید کمتر غافلگیر شوید و اضطراب کمتری تجربه کنید، این سه مهارت را تقویت کنید:
1. توجه آگاهانه
به آنچه در اطرافتان رخ میدهد دقیقتر نگاه کنید. جزئیات روابط، واکنشها و پیامدها را ببینید.
2. ثبت و بهخاطر سپردن تجربهها
از اشتباهات و موفقیتهای گذشته درس بگیرید. مرور تجربهها به مغز کمک میکند الگوها را تثبیت کند.
3. کاهش سوگیریهای شخصی
از خود بپرسید: «آیا ترس من دارد واقعیت را تحریف میکند؟» تلاش برای دیدن موقعیت از زاویهای بیطرفانه، دقت پیشبینی را بالا میبرد.
خلاصه که: وقتی چیزها را واضحتر ببینیم، آینده را بهتر میبینیم
نگرانی همیشه دشمن ما نیست. در بسیاری از موارد، نشانه فعال بودن سیستم پیشبینی مغز است. مشکل زمانی ایجاد میشود که نگرانی از آمادگی به نشخوار ذهنی تبدیل شود.
اگر بتوانیم با ذهنی آرامتر، توجه بیشتر و حافظهای فعالتر به زندگی نگاه کنیم، آینده کمتر تهدیدکننده و بیشتر قابل مدیریت به نظر خواهد رسید.
در جلسات مشاوره روانشناسی، یکی از اهداف مهم، تقویت همین مهارت پیشبینی واقعبینانه است؛ مهارتی که به جای فلج کردن ما، به رشد و شکوفاییمان کمک میکند.